|
149 - مرده شويى و گوركن
شخصى حدود سى سال ، كارش مرده شويى بود، روزى در ميان گفتارش گفت : سى سال است در
غسالخانه هستم و مرده را غسل مى دهم ، ولى هنوز يقين نكرده ام خودم نيز مى ميرم !!
به قول شاعر در مورد قبر كن :
يافت شخصى گوركن عمرى دراز
سائلى گفتش كه چيزى گوى باز
تا چه عمرى گوركندى در مغاك
چه عجايب ديده اى در زير خاك ؟
گفت : اين ديدم عجايب ، حسب مال
كاين سگ نفسم در اين هفتاد سال
گوركندن ديد و يكساعت نمرد
يكدمم فرمان و يك طاعت نبرد
(202)
آرى بفرموده على (عليه السلام ).
ما اكثر العبر و اقل الاعتبار
(203)
درسهاى عبرت چه بسيارند و عبرت گيرنده كم .
و در سخن ديگر مى فرمايد: بينكم و بين الموعظة حجاب من الغرة
(204) بين شما و موعظه ، پرده اى از
غرور و غفلت است (و آن پرده هوسها و شهوات است ) كه اگر دريده نشود انسان از
عبرتهاى دنيا پند نخواهد گرفت .
|